منكیهستم؟
من کى هستم؟
وقتى خورشيد بيست و يکمين روز پنجمين برج فلکى از يکهزار و سيصد و شصت و پنجمين سال خورشيدى، درخشش خود را آغاز کرد، من متولد شدم!
من کى هستم؟
يك انسان، دختر، فرزند، خواهر، نوه، همکار، دوست، و کاربر اينترنت
من کى هستم؟
نامم را حميده گذاشتند. شايع است مادربزرگ مادرىام به اين نام علاقه داشته و مراسم نامگذارىام بدون دردسر پايان پذيرفته است. اما هيچ گروه يا شخصى تا کنون مسئوليت پراکندگى اين شايعه را بر عهده نگرفته است.
من کى هستم؟
از بچگى شيفتهى خواندن و نوشتن بودم. کتابهاى تکه پاره و اوراق، دفترچههاى خط خورده و برگههاى امتحانى گمشدهى برادرم از ابتدايى ترين آثار ادبىام محسوب مىشوند. به تدريج با افزايش سن و رشد عقلى، و نيز يادگيرى الفباى فارسى، از ميزان خسارت ناشى از آثار ادبىام کاسته شد. تا امروز که تقريبا هيچ شاکى عمدهاى ندارم، البته به استثناى کتابدار محترمى که شمارهى کارت کتابخانهام را با چشمهاى بسته وارد کامپيوتر مىکند.
من کى هستم؟
فردى شاد و باانرژى، و خوش خندهاى افراطى! هميشه مواظبم تا در مکانهاى رسمى (کلاس، جلسات ادارى، ميهمانىهاى مهم و غيره) کنار افراد بذله گو قرار نگيرم يا حتى الامکان چند موضوع گريه دار مد نظر داشته باشم، چون اگر خداى ناکرده اتفاق بامزهاى پيش بيايد يا شوخى خندهدارى مطرح شود، آبرويى برايم نخواهد ماند، و اگر هم بماند، تا مدتها بايد جاى زخم دندانهايم را روى لب پايينم تحمل کنم.
من کى هستم؟
يک عاشق بلامنازع بچهها! دوستدار حيوانات اهلى، ترسان از حيوانات غير اهلى، فرارى از حشرات بويژه سوسک و مارمولک.
من کى هستم؟
- متخصص تقليد صدا و رفتار کليه افراد، لهجهها، زبانهاى زنده و غير زندهى دنيا و به طور کلى موجودات زنده.
- متخصص بازى با کلمات هنگام نياز مبرم به فرار از مهلکههاى مهلک پاسخگويى صريح.
- فوق تخصص تاثيرگذارى بر افراد نزديک و دور خانواده، دوستان صميمى و غير صميمى، مديران، معاونان، روسا، وزرا، وکلا، پزشکان، مهندسين و کليه اقشار زحمت کش جامعه، بويژه هنگام معکوس نمودن تصميمهاى کلان و اراده هاى آهنين.
- عضو هيئت علمى نوابغ کشف نشده و متفکران گمنام.
- برنده ى جايزه نوبل حساسترين و رمانتيکترين دخترى با کفشهاى کتانى، بندى، تخت، صندل و پاشنه بلند.
من کى هستم؟
ليسانس حسابدارى با فاصلهى چند ده هزار سال نورى از تخصص مذکور، مسلط به زبان انگليسى با تکيه بر ابزار منحصر بفرد تقليد لهجه، و …!
من کى هستم؟
مصرفکنندهى بى مبالات عطر و ادوکلون به نحوى که پس از کتاب، دومين رتبه در سبد کالاى خريد هفتگى اينجانب به اين کالا اختصاص مىيابد.
من کى هستم؟
عاشق گلها، درختها، آسمان، خورشيد، ماه و ستارگان، ابرهاى بارانزا، بارانهاى نم نم و سيل آسا، دريا، رود، جوب، کسوف، خسوف، بهار، تابستان، پاييز، زمستان و لواشک ترش.
من کى هستم؟
شخصى که دوست دارد از طريق اين وبلاگ، براى لحظاتى هرچند کوتاه با شما ارتباط برقرار کند، از تجربيات زندگى درهم برهم، مطالعات، اشتغالات فکرى، دستنوشتهها، خاطرات و دانستههايش با شما بگويد، از کنارتان بودن لذت ببرد و درس بياموزد، و آرزو کند وقتى شما در حال مطالعه نوشتههايش هستيد، لبخند جزء جدايى ناپذير چهره دلنشينتان محسوب شود.
18 دیدگاه مال خود را بیافزایید
پاسخی بگذارید
این نوشته را دنبالک کنید. | از راه آراِساِس در دیدگاهها مشترک شوید
1.
مسعود | مه 29, 2009 در 11:29
خب اینجوری که من دارم میمیرم از کنجکاوی !
2.
مینا | ژوئیه 18, 2009 در 10:10
خیلی ماهی، هرکی هستی و هرکی هم بودی. البته الان که میشناسمت فکر میکنم خیلی خیلی ماهی – خیلی خوب و بامزه خودت وتعریف کردی!
-
از خوبيات هرچى بگم کم گفتم.
3.
مستانه | ژوئیه 18, 2009 در 10:43
خيلي بامزه بود، دمت گرم، چه خوب بلدي هر چيزيو خوب describe بكني، من كه اين هنر رو ندارم، بابا هنرمند دست ما رو هم بگير
-
دستت رو بده من، مواظب منم باش، يهو نخورم زمين!
4.
مسعود | ژوئیه 18, 2009 در 15:22
واااااااای عالی بود
) با اجازه ما این متن را میدهیم به مادر گراممان ببیند که ما چه دوستانی داریم!
ولی نگفته بودی لواشک ترش دوس داری
-
چوبکارى مىفرمائيد آقاى مهندس! سلام ما را به خانم والده وسيله شويد.
5.
فرزانه | اوت 5, 2009 در 12:43
تو فقط یادت رفته که بگی مهندس خودمی – عشقمی – دوسته دوران خوبه زندگیمی مهندس…….
-
آخى! مهندس، اصلا» يادم نبود يه زمون مهندس بودم!
6.
meshkat | اوت 25, 2009 در 11:45
با سلام و درود خدمت سرکار خانم حمیده
البته از دختری به سن و سال شما و تحصیلکرده بعید به نظر میرسه این همه از خودش تعریف کنه
کاش واسه حفظ ظاهر هم که شده این ها را از زبام مادر گرامی تان نقل میکردید
:-*
شوخی مرا عفو کنید
جدا که شما نویسنده زبر دستی هستی و به اندازه ی کافی با تجربه
و به قول جی.دی.سلینجر
تفاوت میان یک انسان انسان بی تجربه و یک انسان مجرب در اینست که اولی به هر بهانه ای خواهان مرگی شرافتمندانه است در حالیکه دومی به خاطر هر چیزی فروتنانه زندگی را دوست دارد.
-
يادم باشه يک بند ديگه اضافه کنم و از افتخار دريافت نظرات شاعر برجستهاى مثل جناب آقاى مشکوة بنويسم.
7.
tenkai | اوت 31, 2009 در 03:28
آدم با استعدادی هستی! پاراگراف آخر جالب بود. زمانی که توی مرحوم وبلاگم مینوشتم منم آرزوهایی تقریبا مشابه پ آخر داشتم
-
موافقم! البته با آرزوهاى مشابهتون
8.
مهرداد | سپتامبر 19, 2009 در 10:14
حمیده خانم خیلی خوب نوشتین
برام خیلی جالب بود
من کلا اهل وبلاگ خوانی نیستم ولی متنتون منا جذب کرد و تا آخرش رفتم……….
به هدفت توی پاراگراف آخر دست پیدا کردی
تبریک صمیمانه من را پذیرا باشید
-
متشکرم! لبخندتون مانا!
9.
Mohamad Reza | اکتبر 2, 2009 در 02:13
سلام
وبلاگ تون رو دیدم جالب بود
وبلاگ من درباره هنره که البته ارتباطی با رشته تحصیلیم(IT)نداره
اگه خواستید تبادل لینک کنیم خوشحال میشم
10.
علی | اکتبر 31, 2009 در 14:12
سلام. website جذابی دارید خانم.
تبریک می گم و دوست دارم هر از گاهی سری به اینجا بزنم.
ضمناً تبریک می گم که تا حالا با من آشنا نشدین چون من اتثناً گاهی جدی می شم وگرنه با ادا درآوردن همه و از جمله خودمو می خندونم.
شاد باشین و بدرود.
-
متشکرم! بهرحال خوشحال مىشم نظراتتون رو بدونم.
11.
مهدی | دسامبر 8, 2009 در 15:34
بازم سلام
بابا دست مریزاد این همه بودی و ما غافل از شما
کاش توی اون تولد کوتاه وقتی هم برای کشف دوستان اختصاص میدادم
که از شنیدن دوستان بالای سرم ابری از حیرت تشکیل نمیشد
کی میدونست پشت اون چهره آروم این پلنگ بیشه زار خفته باشد
یه چیز دیگه
با گفتن ای حرفا یاد کاسه ارزن ابوسعید ابوالخیر افتادم
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
بعدش هم
یه مقدار از توداری بکاهید تا دیگران هم از جنبه های گوناگون شخصیتی سرکار به فیض نایل گردند.
-
بعله، اين چهرهی آروم غلط اندازه، ولی پشتش چيز خاصی برای كشف مخفی نشده. حالا جريان كاسهی ارزن چيه؟!
12.
احمد | ژانویه 10, 2010 در 19:00
سلام
راستش من یه دوس دختر دارم که خیلی دوسش دارم
خب همین دیگه
آهان اسمشم حمیده است
سر همین گذرم رسید به اینجا
تا ببینم که دخترایی که اسمشون حمیده است
چه جور آدمایی هستن
البته میدونم شخصیت هر کسی متفاوته
خب فقط خواستم بگم شما چقدر شبیه اون هستین
از نظر افکارو اینجور چیزا دیگه…………
راستی تبریک میگم معلومه خیلی هم باسواد هستین
-
البته من شديدا» منحصر به فرد هستم، ولى مشخصه حميدهخانم شما کم کنجکاوتون نکرده، همين نشون مىده منجمله حميدههاى قابل ستايشه، پس حتما» با بنده وجه اشتراکاتى داره. گذشته از شوخى، از حسن نظرتون ممنونم .
13.
این نیز بگذرد 88 -> 89 « من | مارس 28, 2010 در 15:48
[...] حمیده محمدی : خیلی برایم عجیب است که به عنوان یکی از دوستای خوبم اسمت را اینجا می نویسم اما واقعا سپاسگذارت هستم وااااااااااقعااا [...]
14.
M♥ɧдɯɯдȡ®ℓɀд | ژوئیه 9, 2010 در 21:18
نه ، مث که خواصت از آبجیه من بیشتره ، البت که تقریبا هم رشته اید :دی
-
پس خواهر شما هم خانم دکتره :دی
15.
سروش | ژوئیه 24, 2010 در 01:59
دمت گرم
خوشحالم با این وبلاگ آشنا شدم
16.
جواد | اوت 28, 2010 در 11:31
خودتو خیلی قشنگ معرفی کردی ،راستی زبان فرانسه رو چیکار کردی؟ارشد قبول شدی؟
17.
حميده | اوت 28, 2010 در 11:34
ممنونم! نظرمو تغییر دادم، دارم اسپانیایی میخونم. ارشدم هم عجالتاً منتظر نتایجم
18.
اشکان | ژانویه 14, 2011 در 00:21
چه جالب نوشتی