چگونه درد می‌کشیم؟

آوریل 12, 2010 at 11:30 11 دیدگاه

قبل نوشت: این نوشتار پیرو پاسخ به نظر «علی» در پست گردویی به نام مغز نوشته شده و ترجمه‌ی آزادی از مقاله‌ی جوناتان هاردکسل و mayoclinic.com است.

اگر از شما بخواهند آخرین باری را که رنج فیزیکی متحمل شدید بیاد آورید، احتمالا» احساس ناخوشایند درد را توصیف خواهید کرد. تجربه‌ای که از احساس درد داشته‌اید هم بیولوژیک است هم برخواسته از عوامل روانی و فرهنگی. علی‌رغم تمام تحقیقاتی که در این زمنیه صورت گرفته، هنوز هم سوالات زیادی بی‌جواب مانده‌است که واقعا» از لحظه‌ای که انگشت دست‌تان به دیوار کوبیده می‌شود تا زمانی که می‌گویید «آخ» چه اتفاقی می‌افتد.

با توجه به تعریف رسمی منتشر شده توسط انجمن بین‌المللی مطالعه‌ی درد (IASP) «درد یک تجربه‌ی ناخوشایند حسی و احساسی وابسته به آسیب واقعی یا بالقوه‌ی بافت‌ها بوده و یا برحسب چنین آسیب‌هایی تعریف می‌شود.» با توجه به این تعریف، می‌بینید که درد به راحتی قابل تشریح و دسته بندی نیست چون ترکیبی‌ست از موارد نسبتا» درونی و پیچیده. حتی وقتی پزشکان و پژوهشگران به توصیف درد می‌پردازند اعتراف می‌کنند ارائه‌ی بهترین توصیف واژه‌ی «درد» چالش برانگیز است.

درواقع نحوه‌ی احساس درد یک فرآیند پیچیده است که توسط سیستم عصبی ایفا می‌شود. احساس درد می‌تواند ناشی از گرما، فشار و یا مواد شیمیایی باشد که بافت‌ها هنگام آسیب دیدگی ترشح می‌کنند. عوامل مختلفی بر سلول‌های سیستم عصبی‌ما تاثیر می‌گذارد و واکنش این سلول‌ها تحت عنوان موارد مربوط به درد گزارش می‌گردد.

بطور خیلی خلاصه، درد ناشی از یک‌سری تبادلات میان سه جزء سازنده‌ی سیستم عصبی است:

اعصاب پیرامونی – عصب‌های امتدادیافته از نخاع تا پوست، عضلات، استخوان‌ها، مفاصل و ارگان‌های درونی. بعضی از این عصب‌ها به گیرنده‌هایی ختم می‌شوند که به تماس، فشار، ارتعاش، سرما و گرما واکنش نشان می‌دهند. بعضی دیگر به گیرنده‌های درد به نام nociceptor ختم می‌شوند که آسیب‌های واقعی یا بالقوه‌ی بافت‌ها را می‌یابند.

نخاع – رشته‌های عصبی که پیام‌های درد (نظیر کوبیده شدن انگشت دست به دیوار) را که وارد نخاع می‌شود انتقال می‌دهند. در این قسمت مواد شیمیایی ای ترشح می‌شود که سلول‌های عصبی نخاع را فعال می‌کند تا اطلاعات را پردازش کرده و به مغز منتقل کند.

مغز – وقتی اخبار انگشت کوفته‌ تان از نخاع به جریان می‌افتد، به تالاموس (بخش مخابرات و طبقه‌بندی) مغز وارد می‌شود. تالاموس پیام را در آن واحد به سه ناحیه‌ی تخصصی مغز یعنی «ناحیه‌ی احساس فیزیکی، ناحیه‌ی احساسات هیجانی، و ناحیه‌ی اندیشه» ارسال می‌کند. مغز می‌تواند به نخاع پیام ارسال کند تا سیگنال‌های درد وارده را تعدیل نماید.

به این ترتیب وقتی انگشت دست‌تان را به دیوار می‌کوبید، درد را حس می‌کنید! ولی همانطور که در پست قبلی اشاره شد، خود مغز توانایی دردکشیدن را ندارد چون واجد هیچ‌نوع گیرنده‌ی درد یا همان nociceptor ها نیست. البته پوست و استخوان‌های پیرامون مغز می‌توانند درد را حس کنند و درست به همین‌خاطر است که سر درد می‌شویم و دردش را حس می‌کنیم.

ورودی دسته‌بندی شده در: ترجمه, رشد فردی. برچسب‌ها: .

دفترچه یادداشت شخصی با استفاده از توئیتر چند خط دستنوشته

11 دیدگاه مال خود را بیافزایید

  • 1. الهام  |  آوریل 13, 2010 در 13:04

    اي كاش مكانيزم اون دردهايي كه تا ته قلب آدم و مي‌فشارن هم معلوم بود..شايد چاره‌اي براش پيدا مي‌شد

    پاسخ
    • 2. حميده  |  آوریل 14, 2010 در 09:04

      برای این مطلب هم یک پست می‌نویسم. اوج مخاطب مداری!

      پاسخ
  • 3. مرضيه  |  آوریل 14, 2010 در 07:47

    همه جام دردش گرفت
    يه پست عشقولانه بزار…

    پاسخ
    • 4. حميده  |  آوریل 14, 2010 در 09:05

      به روی چشم! #مخاطب‌ـمداری

      پاسخ
  • 5. tenkai  |  آوریل 14, 2010 در 18:37

    یادمه آخرای پست «گردویی به نام مغز» درباره قدرت بالقوه مغز بود… فکر کن بشه خود مغز رو هم کنترل کرد و بنابراین احساس درد رو… در تئوری زیاد دور از ذهن نیست، ولی در عمل….

    پاسخ
    • 6. حميده  |  آوریل 15, 2010 در 21:55

      درواقع داری درمورد هیپنوتیزم صحبت میکنی. در عمل نیاز به آموزش و تمرین داره.

      پاسخ
  • 7. tenkai  |  آوریل 16, 2010 در 06:32

    نه، منظورم نیروی بالقوه نامحدودیه که در وجود همه‌مون هست و خود هیپنتیزم میتونه فقط قسمتی از اون رو بالفعل کنه.

    پاسخ
  • 8. نصیرالدین جعفری  |  آوریل 16, 2010 در 16:04

    خیلی جالب بود. می دانستم که مغز فاقد گیرنده درد است اما تا به حال به ماهیت سردرد فکر نکرده بودم.

    پاسخ
  • 9. معصومه  |  آوریل 21, 2010 در 16:36

    دردهای من نگفتنی
    دردهای من نهفتنی است
    دردهای من
    گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
    درد مردم زمانه است …
    فکر کنم مغزم تمام توانایی درد کشیدن رو به قلبم واگذار کرده!!!

    پاسخ
  • 10. مريم  |  آوریل 25, 2010 در 14:46

    سلام عزيزم
    ممنون از اين همه اطلاعاتي كه برامون گذاشتي مطلب جالبي بود من اين چند وقت گرفتاربودم و نتونستم مطالبت رو بخونم و در ضمن ممنون از يادداشتي كه گذاشته بودي و شرمنده كه من نبودم و اميدوارم كه تورو به زودي ببينيم و مشتاق ديدنتم عزيزم.

    پاسخ
  • 11. علي  |  مه 1, 2010 در 15:22

    سلام
    مخاطب مداري تان محظوظمان كرد. ازينكه قابل دونستيد مطلب نوشتيد ممنونم
    اما در واقع من ميخواستم ظرافتي ادبي-سمانتيك را يادآور شوم. شما نوشته بوديد «و جالبتر اینکه خود اندام مغز قادر به احساس درد نيست.»
    با توجه به دو مطلبي كه درباره مغز ذكر كرديد منظور دقيقتر شما احتمالا اين است:خود مغز واجد كيفيتي به نام درد نيست و تنها اندامي كه قادر به احساس درد است مغز است.
    يعني كلمه «واجد» بايد جايگزين «قادر به»شود.
    بازهم ممنونم.

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

این نوشته را دنبالک کنید.  |  از راه آراِس‌اِس در دیدگاه‌ها مشترک شوید


فرم اشتراک

 فرم اشتراک

اتاق مطالعه

Hamideh Mohammadi's  book recommendations, reviews, favorite quotes, book clubs, book trivia, book lists

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.