چشم برهم زدنى
ژانویه 1, 2010 at 13:12 3 دیدگاه
فقط يکبار فرصت زندگى دارى تا هرچه مىخواهى با آن انجام دهى. صد سال ديگر هيچکس اشتباهات ابلهانهات را بخاطر نخواهد آورد، پس تا وقتى فرصتش را دارى خودت را ريشخند کن؛ چون اگر تمام عمرت را تلاش کنى تا به «باحالترين بچه» ممکن مبدل شوى، هرگز احساس شادى و رضايت از خود پيدا نخواهى کرد.
پ.ن.:سال 2010 ميلادى آغاز شد، يادمان باشد دو ماه و نيم بيشتر به پايان سال 1388 خورشيدى نمانده است. کليشهى «چشم به هم بزنى گذشته» هنوز که هنوز است مصداق دارد.
3 دیدگاه مال خود را بیافزایید
پاسخی بگذارید
این نوشته را دنبالک کنید. | از راه آراِساِس در دیدگاهها مشترک شوید
1.
مرضيه | ژانویه 2, 2010 در 10:32
I agree with you
اين قافله عمر عجب ميگذرد
درياب دمي كه با طرب ميگذرد
ساقي! غم فرداي حريفان چه خوري
پيش آر پياله را كه شب ميگذرد
2.
hanieh | ژانویه 2, 2010 در 15:20
يعني ميگي باحالترين بچه بشم تا احساس رضايت كنم؟ به نظرت، تو اين جامعه به خصوص تو اين سازمان ميشه باحال بود؟
-
تجويز من؟ نه، يكم دقتت رو بيشتر كن دی.
3.
باقیماندهی سال کهنهی 88 « عصر دندان مصنوعی | مارس 14, 2010 در 22:55
[...] درنهایت تبریک سال نو: یادتان می آید دیروز گفتم “بیش از دو ماه و نیم به پایان امسال نمانده“؟ دو ماه و نیم دیروز تا امروز به طرفةالعینی گذشت. [...]